|
آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟ در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا, شیطان وجود دارد؟" + نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 19:9 توسط پرستو |
الاحد: ۱۳ الواجد: ۱۴ الوهاب: ۱۴ الحی: ۱۸ الواحد: ۱۹ الهادی: ۲۰ الودود: ۲۰ الاول: ۳۷ الولی: ۴۶ الوالی: ۴۷ الماجد: ۴۸ المجیب: ۵۵ المبدی: ۵۶ المجید: ۵۷ الباطن: ۶۲ الحمید: ۶۲ الوکیل: ۶۶ الحُکم: ۶۸ المحیی: ۶۸ القدوس: ۷۰ الباسط: ۷۲ الجلیل: ۷۳ الحکیم: ۷۸ الحسیب: ۸۰ البدیع: ۸۶ الحلیم: ۸۸ الملک: ۹۰ العزیز: ۹۴ الحق: ۱۰۸ العلی: ۱۱۰ الباقی: ۱۱۳ العدل: ۱۱۴ الجامع: ۱۱۴ القوی: ۱۱۶ المعز: ۱۱۷ المعید: ۱۲۴ المعطّی: ۱۲۹ اللطیف: ۱۲۹ السلام: ۱۳۱ الصمد: ۱۳۴ المؤمن: ۱۳۶ الواسع: ۱۳۷ المهَیمن: ۱۴۵ المحصی: ۱۴۸ العلیم: ۱۵۰ القیوم: ۱۴۶ العفوّ: ۱۵۶ المانع: ۱۶۱ النعیم: ۱۷۰ السمیع: ۱۸۰ المقدم: ۱۸۴ المنعم: ۲۰۰ النافع: ۲۰۱ البَر: ۲۰۲ الرب: ۲۰۲ الجبار: ۲۰۶ المقسط: ۲۰۹ مالک الملک: ۲۱۲ الباری: ۲۱۳ الکبیر: ۲۳۲ التور: ۲۵۶ الکریم: ۲۷۰ الروف: ۲۸۶ الصبور: ۲۹۸ الاکرم: ۲۹۹ البصیر: ۳۰۲ القادر: ۳۰۵ القهار: ۳۰۶ الرزاق: ۳۰۸ الرقیب: ۳۱۲ الشهید: ۳۱۹ المصور: ۳۳۶ الرافع: ۳۵۱ التواب: ۴۰۹ الفتاح: ۴۸۹ الممیت: ۴۹۰ المتین: ۵۰۰ الرشید: ۵۱۴ الشکور: ۵۲۶ المقیت: ۵۵۰ المتعالی: ۵۵۱ الباعث: ۵۷۳ المتکبر: ۶۶۲ الوارث: ۷۰۷ الخالق: ۷۳۱ المقتدر: ۷۴۴ الاخر: ۸۰۱ الخبیر: ۸۱۲ الموخر: ۸۴۶ القایض: ۹۰۳ الحفیظ: ۹۹۸ الضار: ۱۰۰۱ المعظم: ۱۰۵۰ الغنی: ۱۰۶۰ المعنی: ۱۱۰۰ الظاهر: ۱۱۰۶ الغفار: ۱۲۸۱ الغفور: ۱۲۸۶ الخافض: ۱۴۸۱ + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388 20:10 توسط پرستو |
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388 11:16 توسط پرستو |
خداوند زن را در روز ششم خلقت آفرید فرشتگان مسحور تماشا بودند. فرشته ای پرسید: خداوند گارا چرا روی این یک مخلوق این قدر وقت می گزارید؟ خدا پاسخ داد: نمی بینید شگفتی های بسیاری را که برای ساختن او لازم است؟! باید قابل شستشو باشد باید بیش از دویست قطعه متحرک داشته باشد که در نهایت ظرافت کارشان قابل تعویض باشد . آغوشش باید دردهای بسیاری را دوا کند از زانوی زخمی شده تا... قلب شکسته و همه اینها را فقط با دو دست انجام خواهد داد... فرشته متحیر مانده بود ..." با دو دست ؟" امکان ندارد ؟" و این طرح برای همه آنها است؟ کار سختی است برای یک روز چرا فردا تمامش نمی کنید؟" " نه نمی توانم" خداوند گار پاسخ داد... "من به کامل کردن این موجود بسیار نزدیک هستم او عزیز دردانه ی من است ، او خود را مداوا می کند وقتی بیمار است ،فرشته نزدیک شد و چهره زن را لمس کرد. "خداوندا چرا او را اینقدر نرم آفریده ای؟" خداوند فرمود "آری او نرم است ولی با قدرت. باور نمی کنید چه کارهایی از او بر می آید ." فرشته پرسید :" می تواند فکر کند؟" خدا فرمود :" نه تنها می اندیشد ؛ بلکه می آموزد استدلال می کند و نتیجه می گیرد. " فرشته گونه زن را لمس کرد ، "خداوندا این مخلوق چکه می کند .شاید بارش را سنگین کرده ای." خداوند فرمود:"نه چکه نمی کند این اشک است" فرشته پرسید." اشک برای چیست؟" خداوند پاسخ داد: اشک وسیله ایست برای نمایش سوک ، عشق، تنهایی، دلتنگی و سرافرازی فرشتگان متحیر مانده بودند... یکی گفت : خداوندا واقعاً نابغه ای چه آفرینش شگفتی؟ زن... خداوند گفت : " درست می گویی زن قدرتی دارد که همه را به شگفتی در می آورد. او مشکلات بسیاری را حل می کند، بارهای سنگینی را بردوش می کشد خوشبختی می آفریند، عشق می ورزد و معتقد است . می خندد وقتی در دل فریاد می کشد ، می خواند، وقتی در دل می گرید ،می گرید در نهایت شوق و می خندد در نهایت ترس . برای اعتقادش می جنگد و در مقابل بی عدالتی می ایستد برای تداوم خانواده از خود گذشتگی می کند و عشق او مشروط به چون و چرا نیست. زن از شادمانی دیگران شادی می کند، از تولد کودک دیگری و ازدواج بیگانه لذت می برد، ازمرگ انسانی دیگر قلبش می شکند، و در ناگواری ها سنگ صبور است. با این همه در مصائب، نیروی خود را باز می گیرد و زندگی را دوباره می سازد. اما .... در این موجود فقط یک نکته تاریک به چشم میخورد : او ارزش گوهر والای خود را از یاد می برد + نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387 11:49 توسط پرستو |
خواب ديدم در خواب با خدا گفتگويي داشتم. خدا گفت: پس ميخواهي با من گفتگو كني؟ گفتم اگر وقت داشته باشيد خدا لبخند زد: وقت من ابدي است. چه سوالاتي در ذهن داري؟ اين كه آنها از بودن در دوران كودكي ملول مي شوند. عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران كودكي را مي خورند. + نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387 9:39 توسط پرستو |
توی یه موزه معروف سنگ های مرمر کف پوش شده بود , مجسمه بسیار زیبای مرمرینی به نمایش گذاشته شده بودند که مردم از راه های دور و نزدیک واسه دیدنش به اونجا می اومدن . و کسی نبود که اونو ببینه و لب به تحسین باز نکنه ! یه شب سنگ مرمری که کف پوش اون سالن بود ؛ با مجسمه شروع به حرف زدن کرد و گفت : " این ؛ منصفانه نیست ! چرا همه پا روی من می ذارن تا تو رو تحسین کنن ؟! مگه یادت نیست ؟! ما هر دومون توی یه معدن بودیم , مگه نه ؟ این عادلانه نیست ! من خیلی شاکیم ! " مجسمه لبخندی زد و آروم گفت : " یادته روزی که مجسمه ساز خواست روت کار کنه , چقدر سرسختی و مقاومت کردی ؟ " سنگ پاسخ داد : " آره ؛ آخه ابزارش به من آسیب میرسوند . " آخه گمون کردم می خواد آزارم بده . آخه تحمل اون همه درد و رنج رو نداشتم . " و مجسمه با همون آرامش و لبخند ملیح ادامه داد که : " ولی من فکر کردم که به طور حتم می خواد ازم چیز بی نظیری بسازه . به طور حتم بناست به یه شاهکار تبدیل بشم . به طور حتم در پی این رنج ؛ گنجی هست . پس بهش گفتم : " هرچی میخوای ضربه بزن ؛ بتراش و صیقل بده ! " و درد کارهاش و لطمه هائی رو که ابزارش به من می زدن رو به جون خریدم . و هر چی بیشتر می شدن ؛ بیشتر تاب می آوردم تا زیباتر بشم ! پس امروز نمی تونی دیگران رو سرزنش کنی که چرا روی تو پا میذارن و بی توجه عبور می کنن آره عزیز دلم ! رنج و سختی ها هدایای خالق مهربون هستیه به من و تو . و ... یادمون باشه قراره اون قدر خوشگل بشیم که خودمون هم نمی تونیم از الان باور و تصور کنیم . پس بیا ازین به بعد به هر مسئله و مشکلی سلام کنیم و بگیم : خوش اومدی و از خودمون بپرسیم : + نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387 8:44 توسط پرستو |
اگر من یک فرشته بودم و قرار بود فرشتگان در مقابل انسان ها سجده کنند از خداوند می خواستم که من سردسته ی فرشتگان باشم . + نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 10:19 توسط پرستو |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 10:10 توسط پرستو |
دو فرشته مسافر، براي گذراندن شب، در خانه يک خانواده ثروتمند فرود آمدند. اين خانواده رفتار نامناسبي داشتند و دو فرشته را به مهمانخانه مجللشان راه ندادند، بلکه زيرزمين سرد خانه را در اختيار آنها گذاشتند. فرشته پير در ديوار زير زمين شکافي ديد و آن را تعمير کرد. وقتي که فرشته جوان از او پرسيد چرا چنين کاري کرده، او پاسخ داد:" همه امور بدان گونه که مي نمايند نيستند."شب بعد، اين دو فرشته به منزل يک خانواده فقير ولي بسيار مهمان نواز رفتند.بعد از خوردن غذايي مختصر، زن و مرد فقير، رختخواب خود را در اختيار دو فرشته گذاشتند. صبح روز بعد، فرشتگان، زن و مرد فقير را گريان ديدند. گاو آنها که شيرش تنها وسيله گذران زندگيشان بود، در مزرعه مرده بود. فرشته جوان عصباني شد و از فرشته پير پرسيد:" چرا گذاشتي چنين اتفاقي بيفتد؟ خانواده قبلي همه چيز داشتند و با اين حال تو کمکشان کردي، اما اين خانواده دارايي اندکي دارند و تو گذاشتي که گاوشان هم بميرد." فرشته پير پاسخ داد:"وقتي در زير زمين آن خانواده ثروتمند بوديم، ديدم که در شکاف ديوار کيسه اي طلا وجود دارد. از آنجا که آنان بسيار حريص و بد دل بودند، شکاف را بستم و طلاها را از ديدشان مخفي کردم. ديشب وقتي در رختخواب زن و مرد فقير خوابيده بوديم، فرشته مرگ براي گرفتن جان زن فقير آمد و من به جايش آن گاو را به او دادم. همه امور بدان گونه که مي نمايند نيستند و ما گاهي اوقات، خيلي دير به اين نکته پي مي بريم." + نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 10:7 توسط پرستو |
دكتر مرتضی آقا تهرانی تعریف می كند كه: وقتی در «مؤسسه اسلامی نیویورك» مشغول فعالیت بودم روزی دختر جوانی آمد كه می خواست مسلمان شود؛ گفتم برای پذیرفتن اسلام، ابتدا باید خوب تحقیق كنید بعد اگر به این نتیجه رسیدید كه دین اسلام دین حق است می توانید مسلمان شوید. او رفت و شروع به مطالعه كرد. در این بین چندین بار دیگر به من مراجعه كرد و در نهایت با ناراحتی گفت: «اگر مرا مسلمان نكیند من می روم و در وسط سالن داد می زنم و می گویم: من مسلمانم!» البته بعد از این ماجرا خانواده او نیز با مشاهده رفتار بسیار مؤدبانه دخترشان از این خواسته صرف نظر كردند + نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 9:31 توسط پرستو |
موقع انفجار و فرو پاشی ستارگان ، گازها و موجهای حاصله ترکیبی بسیار زیبا بمانند گل رز ایجاد می کنند. فإذا انشقت السماء فكانت وردة كالدهان + نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 9:23 توسط پرستو |
ظهور زمانی می رسد + نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387 8:48 توسط پرستو |
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 9:21 توسط پرستو |
خداوند نور اسمانها وزمين است.نور خداوند به چراغداني ميماند که در آن چراغي قرار گرفته،چراغي که داراي حبابي درخشنده،بسان ستاره اي تابناک است.روغن اين چراغ از درخت زيتوني است که به هيچ نقطه اي خاص در شرق و غرب وابسته نيست ( زيتوني است در لايتناهي)روغني که بدون کبريت روشن ميشود،نوري است که منشا آن نور فوق نور است:خداوند هر کس را که اراده بفرمايد به نور واسعه ي خود هدايت مي فرمايد و اين مثلها براي عموم مردم زده ميشود که آيات را بهتر بفهمند و در آن انديشه کنند و خداوند به قدرت علم واسعه،آگاه از کل امورخلق و خلقت است.سوره مبارکه نور-آيه 35 ماشا اليلیکینا نام مشهوری در روسیه و مناطق روسیزبان است. او حدود 2 سال پيش به عنوان یک هنرپیشه جذاب و یک مدل زيبا مطرح بود و شهرت و محبوبيتش با اوج گرفتن «گروه رقص و موسیقی فابریک» در روسيه، به بالاترین حد رسید. + نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 9:16 توسط پرستو |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 11:16 توسط پرستو |
|